گوناگون

شناسایی آسان CMS سایت‌ها

بارها در انجمن‌ها کسانی را دیده‌ام که می‌خواهند بدانند سایتی با چه سامانه‌ی سرپرستی نوشتار( سیستم مدیریت محتوا / CMS) راه‌اندازی شده یا از چه نرم‌افزارهایی بهره گرفته است. اگر به سرچشمه یا همان سورس کدها نگاهی بیندازید می‌توانید آگاهی در این زمینه به دست آورید. راه ساده‌تری نیز هست افزونه‌ی Wappalyzer به شما کمک می‌کند به سادگی با نرم‌افزارهای به کار گرفته شده در سایت‌ها آشنا شوید. می‌توانید این افزونه را برای کروم یا فایرفاکس دریافت کنید. نمونه‌‌ای از بررسی این افزونه برای یک سایت را در نگاره‌ی زیر...
گوناگون

چگونه نشانی کوتاه را بلند کنیم

همه‌ی ما با پیوندک (نشانی‌ کوتاه / short URL) روبه‌رو شده‌ایم. پیوندک به ما کمک می‌کند تا پیوند‌ها یا نشانی‌های بلند را کوتاه کنیم سرویس‌های گوناگونی در این زمینه هستند برای نمونه می‌توان از bit.ly و goo.gl  نام برد. گاهی پیش می‌آید در توییتر، فیس‌بوک و جاهای دیگر کسی به ما پیوندکی بدهد تا چه اندازه به آلوده نبودن چنین نشانی آگاه هستید؟ شاید بهتر باشد این نشانی را باز نکنید. شاید بخواهید پیش از باز کردن پیوندک از نشانی بلند آن آگاه شوید پس باید به نشانی بلند آن...
گوناگون

ما برتر از شما هستیم!

ما آدم‌ها جانداران شگفت‌انگیزی هستیم گذشتگان چه نیکو گفته‌اند: خروس همسایه غازه. ما آدم‌ها از نژادپرستی بیزاریم و می‌گوییم همه‌ی آدم‌ها با هم برابرند. از نژادپرستی بیزاریم ولی گاهی پیش می‌آید که از یک نژاد کمی بدمان بیاید و بخواهیم سر به تنشان نباشد. آری نباید فراموش کرد که همه با هم برابریم ولی برخی از آدم‌ها با هم برابرترند. درست است؟! خب پس ما برتر از شما هستیم! خودم هم از این دایره‌ی ننگین بیرون نیستم به راستی چرا سپید پوست‌های بلوند و سیاه‌پوست‌های مو مشکی را دوست دارم؟...
گوناگون

دلدادگی یا عشق چیست؟

دلدادگی (عشق) واژه‌ایست که در هر فرهنگ و زبانی از آن یاد شده است هر کسی درباره‌ی این واژه باوری دارد. آیا می‌توانید بگویید دلدادگی چیست؟ ویژگی‌های دلداده (عاشق) چیست و چگونه می‌توان او را شناخت؟ چند گونه عشق هست؟ و ... . پاسخ به چنین پرسش‌ها کمی دشوار است چون بسیاری از مردم ناهمسانی (تفاوت) میان هوس، دوست داشتن و دلدادگی را نمی‌دانند و نادانسته دوست داشتن را با دلدادگی هم‌تراز می‌دانند. عشق چیست؟ دلدادگی یا عشق را می‌توان کشش و گرایش به یک چیز، فراتر از دوست داشتن...
روزنوشت

دیکتاتور می‌ترساند دموکرات می‌خنداند

امروز به ناهمسانی‌های میان دیکتاتور ودموکرات می‌اندیشیدم از واژه‌ها که دور شدم به این رسیدم که یک دیکتاتور می‌ترساند و یک دموکرات می‌خنداند. دیکتاتورها برای پابرجای ماندن شهریاری خود از هر ابزاری برای ترساندن بهره می‌گیرند ولی دموکرات‌ها خود را بخشی از مردم می‌دانند و پابرجایی خود را با آرامش و شادی مردم می‌خواهند و بر این باورند که نیروی راستین همین مردم هستند نه یک تن. هر گاه نام دموکراسی را می‌شنوم یاد فیلسوفی به نام دموکریتوس می‌افتم که پیش از سقراط زندگی می‌کرد. او را فیلسوف خندان می‌نامند...
روزنوشت

زمستان سرد

امروز از پدر پرسیدم بهمن 1357 سردتر بود یا بهمن امسال؟ گفت بهمن 1357 بسیار سرد بود اما آتش داشتیم.من در 1369 زاده شدم و نمی‌دانم سرمای پیش از زایشم چگونه بوده است. باری می‌دانم اکنون سرما داریم و آتش نداریم. آتش خاموش است و چوب‌های سوخته زیر خاکستر سپیدپوش شده‌اند.به یاد ماث (مهدی اخوان ثالث) افتادم. هوا بس ناجوان‌مردانه سرد است آی!پانوشت: در این سرمای ناجوانمردانه به اندازه‌ی نیازتان خانه را گرم کنید گاز را هدر ندهید تا دیگر هم‌میهنان هم بتوانند به زندگیشان گرما بخشند....
روزنوشت

با چشم‌های باز بخواب

آدمی با گذشت هنگامه‌های زندگیش دگرگون می‌شود. در کودکی با چشم‌های بسته بیدار بودم و اکنون در نوجوانی با چشم‌های باز می‌خوابم. زندگی همواره سرشار از فراز و نشیب است و این فراز و نشیب‌ها زندگی را زیباتر می‌کند. اگر زندگی دچار روزمرگی شود گریبان‌گیر سستی و اندوه می‌شویم. به گذشته نگاه می‌کنم یادواره‌هایی (خاطراتی) که برایم همراه با سختی بوده را بهتر از یادواره‌های شیرین به یاد می‌آورم چون توانسته‌ام از دشواری‌ها گذر کنم و به امروز برسم. همواره به یاد می‌سپارم که باید با چشم‌های باز خوابید....
روزنوشت

جشن مهرگان

می‌توانید پادکست جشن مهرگان را به جای خواندن این نوشته‌ی بلند گوش کنید. در سالنمای کهن ایرانی همان‌گونه که هر ماه نامی دارد روزها نیز دارای نام هستند. نام 12 روز با ماه‌ها ‌هم‌نام است. هر گاه نام روز با ماه همسان می‌شد جشن بزرگی برگزار می‌کردند. برای نمونه در روز فروردین از ماه فروردین، در روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت و در روز مهر از ماه مهر جشن‌های ماهانه‌ی بزرگی بر پا می‌شده است. امروزه هم زرتشتی‌ها این جشن‌ها را با شکوه برپا می‌دارند و از فرهنگ نیاکانشان پاسداری می‌کنند. دین...
گوناگون

گاه فراموشی درمان دردهاست

زندگی زندانیست شگفت‌انگیز گاه این زندان به گستره‌ی چشم ماست و گاه بزرگ‌تر از کهکشان‌. زندان همواره جایی رنج‌آور نیست گاه زندانی درون زندانش شادمان‌تر از بیرون است یاد دوستی افتادم که می‌گفت: استیو جابز و بیل گیتس کسانی بودند که فناوری را برای مردم جهان زندانی شادی‌بخش ساختند. پس گاه زندان شادی‌بخش است اگر بگویم پیش می‌آید که زندان‌بان رنج بکشد و زندانی شادمان باشد به من خواهی خندید؟ خواهی گفت که من دیوانه‌ام؟ آری می‌توان زندان‌بان را رنجاند و شکنجه کرد. پندار ما پر است از نام و...
گوناگون

شاد باش

گاه برای کسی همواره پلید و گناهکاری گاه خوبی‌هایت برایش رنگ دشمنی دارد با رنگش کلک سخنش را رنگ‌رزی می‌کند و فرشی از بیزاری می‌بافد نگاره‌ی فرش گل و بوته نیست چهره‌ی توست که زیر پایش می‌نهد و لگدکوبش می‌کند. وای به روزی که نام قالی کرمان بر آن نهند که هر چه بیش‌تر لگد شوی ارزشمندتری! گاه با رشته‌ی گفتارت آشی برایت می‌پزد که رویش یک وجب که نه، سد وجب روغن باشد در کاسه‌های داغ‌تر از آش، آشت را می‌خوری دستت که هیچ زبان و گلویت هم جوری...
روزنوشت

بازگشتی به ۴ سال پیش

زندگی هر آدمی سرشار از فراز و نشیب است زندگی بدون این فراز و نشیب‌ها یک‌نواخت و مرده می‌شود گاه رخدادهایی ما را در راه زندگی به پیش یا پس می‌راند و شاید راه زندگیمان را دگرگون کند. من نیز به این باور رسیدم که چهار سال است در راهی گام برداشتم که بخشی از آن ناروا و نادرست بوده باری از رخدادهای این چهار سال درس‌هایی گرفتم که به کمک آن‌ها می‌توانم بهتر از گذشته زندگی کنم و خودم را خوشبخت گردانم. برخی از چیزهای زندگیم را از امروز...
گوناگون

کچل

هر روز ده‌ها پرسش پیرامون کچل بودنم از من می‌پرسند که گاه با ریشخند همراه است بیش‌تر از پاسخ دادن به پرسش‌هایشان در این‌باره پرهیز می‌کنم من در زندگیم آیین‌نامه‌ای (قانونی) دارم که هر کسی آزاد است هر چیزی را از من بپرسد و من هم آزاد هستم که به هر چیزی پاسخ ندهم! بر آن شدم که این نوشته را درباره کچلی بنویسم تا شاید دوستانم بتوانند انگیزه‌ام از کچل کردن را در لابه‌لای این نوشته بیابند.  پیش از این‌که سرم را بتراشم موهایم بسی بلند بود در زمستان...
روزنوشت

آدمک‌های فتوشاپی

راست می‌گویند "عقل آدم به چشماشه" این را بارها دیده‌ام باری همه این‌گونه نیستند. به یاد روزی افتادم که با معین و سعید در خیابان گام برمی‌داشتیم و دو دختر با آرایشی بیش از اندازه را دیدیم به ما که نزدیک‌‌تر شدند رو به معین و سعید گفتم این فتوشاپ 6 هست یا 5؟! نگران کفش‌های پاشنه بلند آن دو دختر بودم چون با آن آرایش سنگین هر دم سنگینی آرایش، پاشنه‌ی کفش را می‌شکست! من نه آخوند هستم و نه عرزشی که بخواهم بگویم آرایش نکنید. آرایش و زیبایی...
روزنوشت

درس شیرین از رخدادی تلخ

برخی رخدادهای زندگی شیرین و برخی تلخ هستند. این رخدادها چه تلخ و چه شیرین آموزنده است هر کدام درسی است برای آینده و زندگی بهتر. امشب گفت‌و‌گوی یک فیلم به نام راننده تاکسی، من را یاد یکی از رویدادهای تلخ زندگیم انداخت. در این فیلم رابرت دنیرو بازیگری که دوستش دارم نیز بازی می‌کند. گفت‌و‌گوی فیلم چنین است: مسافر (مارتین اسکورسیزی): اون نور رو اون بالا می‌بینی؟ نور پنجره طبقه‌ی دوم، اون زن رو توی اون پنجره می‌بینی؟ تراویس (رابرت دنیرو): آره مسافر: می‌خوام اون زن رو ببینی چون...
روزنوشت

برداشت آزاد نکن

همواره به دیدن کاریکاتور دلبستگی ویژه‌ای داشتم زیرا فریادش خاموش است. فریادی که گوش جهان را کر می‌کند فریادی که اگر خاموش نبود خاموشش می‌کردند. آه ببخشید! نوشته‌ام را هم‌چون بسیاری از آدم‌های سرشناس در برابر تلویزیون و رادیو با نام خدا آغاز نکردم. پس یک برگشت به نخست بزنم و بگویم: به نام خدایی که همین نزدیکیست؟ نه بهتر است بگویم به نام خدایی که باورهای آفریدگانش را سانسور نمی‌کند می‌شنود و می‌گوید آدمی آزادست. گفتم آزاد یاد برداشت‌های آزاد تلویزیون افتادم نگاره‌ای را می‌گذارند و می‌نویسند برداشت آزاد....
1 2 3 4 5 6 12
صفحه 4از12