آرشیو16 نوامبر 2011

روزنوشت

پیمانه نوشیدن و بیهوده کوشیدن

همواره از شراب بيزار بودم اما ديشب براي سلامتي كسي يك پيمانه شراب كهنه نوشيدم. پيش از نوشيدن پيمانه را بالا بردم و گفتم: سلامتي او كه همه‌ي وجودم بود اما نخواست هميشه همه‌ي وجودم باشد. سلامتي او كه هر چه داشتم برايش به نابودي كشاندم. سلامتي او كه خواستمش...