آرشيورویا

روزنوشت

رویای زندانی شدن

دیشب برای من همانند دیگر شب‌های زندگیم آرام و زیبا بود. مهمان دوستی مهربان و دوست‌داشتنی بودم و پس از آن‌که شام خوردیم و اندکی بازیگوشی کردیم به خواب رفتیم. دیشب رویایی دیدم که در آن آقای جنتی پدر همراه دو پلیس ویژه که یونیفرم به تن نداشتند نزد من...