روزنوشت

دومین سالمرگ مادرم

امروز دو سال است که از کوچش می‌گذرد دلم برایش تنگ است دلم برای آن لبخندهای آرامش‌بخش، برای آن دست‌های مهربان و خسته، برای آن شانه‌هایی که بهترین پناه برای اشک‌هایم بود دلم برای این‌ها تنگ است. دلم برای بوسیدن دستانش هر سپیده دم تنگ است. هنوز آوای دلنشینش در مغزم سرگردان است. او رفت. هنگامی که کوچ کرد من ناراحت نشدم چون می‌دانستم سه سال است که دم به دم درد می‌کشد. سه سال کم نیست. هنگامی که سرم درد می‌گیرد چنان می‌پندارم که از درد خواهم مرد و او چه زیبا 3 سال شکیبایی کرد تا کوچ کند. او رفت اما روحش همواره در کنار من است. هر روز او را حس می‌کنم هر روز او را می‌یابم و هر روز … .

مادر مهربانم کوچت را شادباش می‌گویم و برایت از پروردگار بی‌همتا آمرزش می‌خواهم.

12 دیدگاه ها

  1. تسلیت عرض میکنم عزیزم با هیچ چیز نمیشه جای خالیشو پر کرد امیدوارم که خدا بهت صبر بده دوستار همیشگیه تو رها

  2. وقتي در آغوش زمين قرار گرفتي ، هدفي جز پرواز نخواهي داشت ، دير يا زود همه ي مان پرواز خواهيم كرد ، پروازي به ابديت ، پروازي به عمق عشق و پروازي به كرانه هاي حقيقت.

  3. نويسنده‌ي دوست داشتني من آقاي كورت ونه‌گات توي كتاب سلاخ‌خانه‌ي شماره5 نوشته: ترافالمادوري‌ها اعتقاد دارن در واقع كسي كه به نظر ما زميني‌ها مي‌ميره هميشه در يك جايي زنده است.
    مادرت در يك جايي زنده است و مثل هميشه داره برات مادري مي‌كنه. و هي ميگه سوشيانت مواظب خودت باش

  4. سلام دوست عزیز
    امیدوارم که همیشه ارزشهاش به یادت باقی بمونه
    و بتونی براش کاری کنی که به آرامش و جایگاه والایی برسه
    خدا رحمتش کنه

  5. خداوند در رحمت خویش مادرت و مادران را غرق کند
    برای روحش ارزوی شادی میکنم سوشیانت عزیز

  6. سلام دوست من
    خدابیامرزتش&خدا بهت صبر بده
    منم مثه توام من 6سال پیش مادرم رو از دست دادم اونموقع 10سالم بود الان میدونم که چه نعمتی از نعمت های خدا رو لایقش نبودم
    موفق باشی مامانت خیلی خوب بوده که فرزندی مثه تورو داره براش لب آمرزش میکنی بهت تبریک میگم

دیدگاه خود را ثبت کنید

سوشیانت زوارزاده
من یک روان‌شناس، نویسنده، برنامه ساز و گوینده‌ی رادیو هستم